|
تاریخ- ساختاروآینده اتحادیه اروپا
|
|
|
|
||||
|
گفتاردوم: ویژگی های انقلاب های رنگی گرچه تعیین ویژگی رخدادهای اجتماعی وانسانی درجوامع بعلت ، ذات پیچیده انسان وهمچنین ماهیت متفاوت جوامع وکشورها قدری مشکل است اما باتکراررخدادها وحوادث همگون دردرون یک چارچوب مشابه همانند انقلاب های رنگی می توان مدعی شد که درتمامی انقلابهای حادث شده درصربستان، گرجستان،اوکراین وقرقیزستان و000 برخی صفات وویژگی ها بااندکی تفاوت تکرارشده اند، برهمین اساس باقدری تسامح می شود گفت که همه آنها دارای ویژگی های مشترکی بدین شرح هستند: ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 10:54 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سوالات آزمون دکتری دانشگاه تهران - سال 1379 زبان تخصصی : - دو متن برای ترجمه از انگلیسی به فارسی الف ) National & Transnational ب) The problem of Order سیا ست خارجی : - دریای خزر منطقه ای است که برخی قدرتهای جهانی خواهان نفوذ در آن هستند . الف ) چه قدرتهایی و به چه دلیل ؟ ب) موضع روسیه چیست و چرا ؟ ج) ویژگی های ایران به عنوان یک کشور ساحلی چیست و چه بر تری دارد ؟ - با توجه به یکی از تئوریهای تصمیم گیری پذیرش قطعنامه 598 را تحلیل نمایید . ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 13:9 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
- فمنيسم و همکاري بين المللي:
فمنيسم بر مبناي آثار دانشمنداني چون «آن تيكنر»،«سارا روديك»، «جين بتك الشتاين»، «جوديس شاپيرو»، «کريستين سيلوستر»[70] و ديگران شکل گرفته است. اينادبيات متنوع تر از آن است كه بتوان به طور خلاصه آن را توصيف كرد، اما مي توانيمبگوييم بخش مهمي از آن درباره فهميدن اين است كه چطور سياست بين الملل«جنسيتي» است؛ يعني توسط مردان ارائه مي شود تا منافع مردان را تأمين كند و توسطديگر مردان خواسته يا ناخواسته به گونه اي تفسير مي شود كه منطبق بر ديدگاه هايمردانه باشد. فمنيسم جنسيت را که مستلزم روابط متکي بر قدرت نابرابر است به عنوان مقوله اصلي تحليل خود تلقي مي کند. وجود اين گونه نظام معنايي، برداشت ها و تفسيرهاي مان از اين جهان را تحت تأثير قرار مي دهد. ادعاي اصلي فمنيست ها اين است که در رشته روابط بين الملل آگاهي جنسيتي وجود ندارد. در عمل همه فمينيست هايي كه در زمينه سياست بين الملل مطالعه مي كنند، به دنبالهدف مشاركت بيشتر زنان در تمام جنبه هاي روابط خارجي هستند. از ديدگاه فمنيست ها، هم مردان و هم زنان درجاودانه كردن كليشه هاي هويت جنسي نقش دارند: مردان با جنگ و رقابت و زنان با صلح وهمكاري.[71] ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 13:1 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
3- نورئاليسم و همکاري بين المللي:
نورئاليسم تلاشي براي علمي کردن رئاليسم و هم چنين توجه به مسائل اقتصادي و ساختار بين الملل است. اگر چه نورئاليسم يک نظريه رئاليستي است کهبسياري از مفروضههايرئاليسم کلاسيک مانند دولت محوري، قدرتمحوري، يک پارچه و عاقلبودن دولت ها را قبول دارد، اما استدلال مي کند که عليرغم اعتقاد رئاليسم کلاسيک،ريشه جنگ و صلح در ساختار نظام بين الملل نهفته است، نه سرشت انسان و ماهيتکشورها. نورئاليست ها معتقدند که نظام بين الملل آنارشيک است.آنارشيک بودن نظام بين الملل به معناي نبود نظم و نسق و رفتار الگومند نيست، بلکه منظور نبود يک اقتدار مرکزي در نظام بينالملل است.
آنارشي بينالملليپيامدهاي مهمي براي رفتار کشورها و روابط بينالملل دارد. به طور کلي، آنارشي سهالگوي رفتاري را براي کشورها در روابط بينالملل ايجاب مي کند:
اولاً، کشورها نسبت بهيکديگر بي اعتماد هستند و سوء ظن دارند. آن ها همواره از خطر بروز جنگ نگران هستند.اساس اين ترس، اين واقعيت است که در جهاني که کشورها قادرند به کشوري ديگر حملهکنند، آن ها براي حفظ بقاي خود حق دارند که نسبت به ديگران بي اعتماد باشند. علاوه براين، در نظامي که هيچ مرجع قانوني وجود ندارد که يک کشور تهديدشده براي کمک گرفتنبه آن مراجعه کند، کشورها انگيزه بيشتري براي سوءظن مي يابند.
ثانياً، مهمترين هدف کشورها در نظام بينالملل، تضمين بقا وادامه حيات است. به کلام ديگر، چون نظام بينالملل خوديار است،هريک از کشورها بايد به تنهايي امنيت خود را تأمين کند و اتحادها و پيمانهاي نظامياموري موقت و متغير هستند.
ثالثاً، کشورها در نظام بينالملل تلاش مي کنند قدرتنسبي خود را به حداکثر برسانند. دليل اين رفتار نيز ساده است. هر چه قدرت و مزيتنظامي يک کشور بر ديگران بيشتر باشد، ضريب امنيتي آن بيشتر و بالاتر خواهد بود.[46] ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 13:0 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
4-2- نظريه صلح دموکراتيک و همکاري بين المللي:
ايننظريه ريشه در آراي فلسفي و انديشه سياسي «امانوئل کانت» فيلسوف آلماني دارد که درکتاب «صلح ابدي» استدلال مي کند که جمهوريها (يا به معناي امروزين، ليبرالدموکراسيها) به ندرت با هم مي جنگند. استدلال کانت ايناست که بين ساختار داخلي کشور و سياست خارجي آن پيوند وثيقي وجود دارد. در حقيقت،قانون اساسي دموکراتيک، يک شرط لازم و ضروري براي صلح است. طبق نظريه صلح دموکراتيک، چشم اندازهاي همکاري اقتصادي و سياسي و حفظ آن در ميان دموکراسي هاي توسعه يافته، قوي تر است. چرا که اين دولت ها گسترده ترين دامنه منافع مشترک سياسي، نظامي و اقتصادي را دارند. بنابراين بيشترين اميد را هم براي دستيابي به منفعت هاي بزرگ و مطلق از طريق اقدام مشترک در اختيار دارند.[21]
از ديدگاه اين نظريه براي دستيابي به صلح و ثبات، بايد نظامهاي سياسي ليبرال دموکراتيک ايجاد کرد. در مورد اين کهدموکراسيها به ندرت با هم مي جنگند، حداقل دو استدلال و توضيح قابل تفکيک است. اولين استدلال بر هنجارهايي که فرآيندهاي تصميمگيري دموکراتيک در آن شکل مي گيرد وسازوکارهاي حل و فصل مسالمتآميز و مصالحه جويانه ستيزهاي سياسي را ايجاد مي کند،و نيز بر تساوي شهروندان، حکومت اکثريت، تحمل اختلاف عقيده، و حقوق اقليتها تأکيدو تکيه مي کند. نظامهاي دموکراتيک که بر عدالت و رضايت مردم تکيهمي کنند، بر اين اعتقادند که ساير دموکراسيها نيز مشروع و عادل بوده و لذا مستحقمصالحه و سازش هستند. برعکس، کشورهاي ليبرال دموکرات مي پندارند که کشورهايغيردموکراتيک که بر رضايت مردم استوار نيستند، مشروع و عادل نيستند. نظامهايغيردموکراتيک که به حقوق شهروندان خود تجاوز مي کنند در سياست خارجي قابل اعتمادنيستند. بنابراين، هويت اجتماعي کشورها حداقل تا اندازهاي از شخصيت و ماهيتدموکراتيک ساختارهاي داخلي نشأت مي گيرد. اين امر به تعريف هويت جمعي ميان کشورهايدموکراتيک و غيردموکراتيک مي انجامد و بر همکاري بين کشورهاي دموکراتيک تأثير مثبت و بر همکاري ميان کشورهاي دموکراتيک و کشورهاي غيردموکراتيک تأثير منفي مي گذارد.
استدلال دوم بر محدوديتهاي نهادي تأکيدمي ورزد. نظامهاي سياسي دموکراتيک به وسيله مجموعهاي از کنترلها و تفکيکهاـ بين قوه مجريه و قوه مقننه، بين نظام سياسي، گروههاي ذينفع، افکار عمومي و غيرهـ تعريف مي شود. بنابراين، پيچيدگي فرآيند تصميمگيري، استفاده آسان از زور و قدرتنظامي را توسط رهبران و تصميمگيرندگان مشکل و سخت مي سازد، مگر در مواقعي که آن هااز رضايت و حمايت داخلي، کافي براي يک جنگ کم هزينه مطمئن باشند. آن ها رهبران سايردموکراسيها را نيز مانند خود مواجه با يک چنين قيد و بندها و محدوديتهايي مي دانندو لذا از به کارگيري خشونت اجتناب مي کنند.[22] ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 12:58 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مقدمه:
جهان انتزاعي نظريه ها و جهان عيني سياست داراي روابط تنگاتنگي با هم هستند. ما به نظريه هايي نياز داريم تا بتوانيم از اطلاعاتي كه هر روزه ما را آماج خود قرار ميدهند، معنا استخراج كنيم. حتي سياستمداراني كه رابطه خوبي با نظريه ها ندارند ناچارند كه به ايدههاي خود درباره اين كه روند فعاليت جهان عيني چگونه است اعتماد كنند، تا بتوانند تصميمي منطقي و اصولي اتخاذ نمايند. اگر اصول سازمانيافته و بنيادي يك شخص ناقص باشد، تصميمگيري سياسي شايسته توسط وي بسيار سخت و بعيد به نظر مي رسد.
از اين رو شناخت نگاه نظريه هاي روابط بين الملل به موضوع همکاري بين المللي مي تواند به سياست مداران نوعي کمک فکري باشد. نظريه هاي موجود در رشته روابط بين الملل هر کدام با توجه به عوامل مورد توجه و تأکيد و نوع هستي شناسي و معرفت شناسي خود نگاه متفاوتي به مسائل و موضوعات بين المللي دارند. در اين نوشتار تلاش مي شود اين نگاه هاي متفاوت نظري به موضوعهمکاري بين المللي مورد بحث و بررسي قرار گيرد. بحث را با پرداختن به مکتب ليبراليسم و سپس زيرشاخه هاي فرعي آن آغاز مي کنيم. در ادامه مکتب رئاليسم و زيرشاخه هاي آن مورد توجه قرار مي گيرند. پس از آن مکتب انگليسي، مارکسيسم، نظريه انتقادي، فمنيسم، سازه انگاري، و پست مدرنيسم مورد بررسي قرار مي گيرند تا نگاه اين نظريات به موضوع همکاري هاي بين المللي مشخص شود. در نهايت از مباحث مطرح شده جمع بندي صورت مي گيرد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 12:56 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کنعان داغچی*: در بسیاری از این مرجعها، بحث شده که اتحادیه اروپا هیچ سیاست روشنی برای عراق یا ایران ندارد و این مستقیما به خاطر اختلاف سلیقه سیاسی اعضای آن است. در جنگ اخیر عراق، درحالی که برخی اعضای آن – بهویژه انگلیس– به نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا پیوستنداما سایر اعضای آن مانند آلمان و فرانسه ترجیح دادند در جنگ درگیر نشوند. در عصر جنگ سرد، تضمین نظامی آمریکا، جوی بهوجود آورد که برای همکاری اروپاییان مساعد بود و حرکت آغازین برای اتحاد اروپا را تشویق کرد. ازنظر برخی نویسندگان مانند برایان وایت، در حالی که اروپا و آمریکا شریکان راهبردی در اتحاد ناتو، طی تمام دوران جنگ سرد بودند، برداشتهشدن خطر شوروی در سال1991، به جای تمرکز روی شراکت بیشتر، به تشدید رقابت در روابط اقتصادی آنان منجر شد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 9:57 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
اتحادیه اروپا دارای یک منشور حقوق اساسی است. ۱۲ دسامبر 2007 به عنوان روز اعلام رسمی اعتبار این منشور در تاریخ اتحادیه اروپا ثبت شد.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
قاره اروپا متشکل از 48 کشور با جمعیتی معادل 665 میلیون نفر است و بهجرأت میتوان گفت که عمده کشورهای این قاره دارای سطح زندگی استاندارد هستند.
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مقدمه: انقلاب رنگی یامخملی ، عنوان دگرگونی جدیدی درعرصه سیاسی است که دردهه پایانی قرن بیستم وازکشورهای اروپای شرقی همچون چکسلواکی ورومانی آغازودردهه نخست قرن بیست ویکم به جمهوریهای استقلال یافته ازشوروی سابق همچون گرجستان(2003)، اوکراین (2004) وقرقیزستان(2005) تسری یافته ومنجربه روی کارآمدن زمامداران جدیدی شد که عموما به غرب گرایش دارند[i] 0این تحول ، همچنانکه ازعنوان آن پیداست ، بررویکردی نرم وشیوه های آرام برای تغییرحکومت ها وحکمرانان تاکید دارد وازاین رو، راهبردی نوین درعرصه تغییررژیم ها به شمارمی رود 0درعین حال ، عنوان انقلاب آرام یامسالمت آمیز، واجد نوعی پارادوکس یاتناقض است ، بدین معنا که انقلاب دربرداشت کلاسیک ، عمدتا گونه ای کنش سیاسی جمعی وتوده ای است که درقالب منازعه ای خشونت آمیز برای قبضه قدرت دولتی دردرون یک واحد سیاسی مستقل شکل می گیردونیازمند سازماندهی، رهبری وایدئولوژی برای بسیج است وموجب تحول بنیادی درسیاست ، اقتصاد ، طبقات وایدئولوژی جامعه می گردد0[ii] این درحالی است که درهیچ یک ازکشورهائی که این تحول درآنها رخ داده است ، تغییراتی دراین سطح دیده نمی شودودرعین حال ، گروههای انقلابی اصرارفراوانی برمسالمت جوئی درپیشبردانقلاب داشته اند 0 ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 9:35 توسط فریدون احمدیان
|
|
|||||
|
|||||