جزوه درس سیاستگذاری خبری(3)
همانگونه که گفته شد دراجرای سیاست خبرگزاریها واصحاب مطبوعات ومتولیان ودست اندرکاران تهیه خبر تلاش دارند تا مخاطب را مجاب سازند که کالای تولید شده آنها بهترین کالا ازبین کالاهای تولیدشده است . بدیهی است که رسیدن به این مهم نیازمند بذل توجه به پارامترهای متعددی است که ذیلا ازآن باعنوان تکنیک ها وتاکتیک های خبری نام برده می شود ، به دیگر سخن اگر ما بخواهیم مخاطب خبر را به سمت وسوی اهداف مورد نظر بکشانیم می بایست ازشگردهای متناسب با هدفی که دنبال می کنیم استفاده نمائیم .
سبک هرم وارونه:
در سبک هرم وارونه قاعده هرم حاوی جذاب ترین و در بسیاری از مواقع حاوی مهمترین بخش خبر است و نوک آن - بخش انتهایی- حاوی بی اهمیت ترین بخشهای ماجراست.
در واقع در سبک هرم وارونه مطالب با توجه به میزان اهمیت آن ها از بالا به پایین تنظیم می شوند.
گفتنی است که باری تبیین چگونگی پا گرفتن این سبک خبرنویسی یک علت تاریخی مطرح است. گفته می شود اختراع تلگراف بیشترین تاثیر را بر شکل گیری و تکوین سبک هرم وارونه گذاشت. پس از کشف تلگراف روزنامه نگاران و به ویژه روزنامه نگاران آمریکایی، هنگان بروز جنگ داخلی در آمریکا، به هنگام مخابره خبر از ترس قطع ارتباط تلگرافی اصل مطلب را ابتدا مخابره می کردند و سپس اگر ارتباط قطع نمی شد، سایر جزییات خبر را مخابره می نمودند.
در هر حال پاراگراف اول (لید) در سبک هرم وارونه اصلی ترین بخش مطلب را در خود جا می دهد.
اساس و پایه در سبک هرم وارونه این است که پاراگراف بعدی نسبت به پاراگراف قبلی اهمیت کمتری دارد.
تأکید این نکته ضروری است که: سبک هرم وارونه از سبک هایی است که عمدتاً مقبولیت بیشتری در نزد خبرنگاران دارد:
1- شیوه طبیعی نقل وقایع: چنانکه مردم در خبردهی به یکدیگر از همین شیوه و سیاق پیروی می کنند.
2- مشخص شدن سریع تکلیف خواننده با متن. خواننده به محض خواندن پاراگراف نخست اگر تمایلی به خواندن موضوع حسن کند، بقیه مطلب را می خواند و به این ترنیب وقت او تلف نخواهد شد.
3- چونکه اصل مطلب در پاراگراف اول (لید) می آید، کار تیتر زدن هم آسان می شود.
4- اگر به دلیل تراکم مطلب قرار باشد که از متن خبر کاسته شود، حذف پاراگراف های بعد که حاوی مطالب بی اهمیت تر هستند امکان پذیر است.
5- به سبب اختصار و ایجازی که دارد جای کمتری در روزنامه می گیرد و به این ترتیب جا برای سایر خبرها باز میشود و این امر به تنوع مضمونی روزنامه کمک می کند.
6- صفحه آرایان هم از مطالبی که با سبک هرم وارونه تنظیم می شوند، بیشتر استقبال می کنند زیرا که این اخبار هم در هنگام تراکم مطلب، قابل کوتاه شدن هستند و هم به زیبایی صفحات کمک می کنند، هرچند که بستن صفحات با خبرهای کوچک برای صفحه آرایان دشوارتر است.
7- آسان بودن تنظیم برای خبرنگار
8- سهولت در انتخاب مطالب برای سردبیران پخش
معایب:
1- خبرنگار به خاطر مانوری که این سبک از نظر جابه جایی عناصر خبری به او می دهد، قادر به اعمال نظر می شود.
2- خواننده چونکه اصل مطلب را در پاراگراف نخستین خبر، خوانده است، ممکن است که از مطالعه ی بقیه خبر منصرف شود
3- آنچه در پاراگراف اول آمده است، دوباره در خبر تکرار می شود.
کاربرد سبک هرم وارونه:
- روزنامه نگاران از سبک هرم وارونه برای تنظیم خبرهای مربوط به سمینارها، سخنرانی ها و اخبار روزمره بهره می گیرند.
سبک تاریخی:
در سبک تاریخی بر خلاف سبک هرم وارونه مطالب به همان صورتی که به لحاظ زمانی تحقق یافته اند در قالب خبر رائه می شوند. در این سبک روزنامه نگار به داوری نمی پردازد و کاری به این ندارد که کدام خبر یا بخش ماجرا مهم تر است تا آن را در پاراگراف نخست (لید) خبر ارائه کند.
بنابراین در سبک تاریخی تا حدوو زیادی از اعمال نظر خبرنگار جلوگیری می شود.و بر خلاف سبک هرم وارونه مطلب به طرزی کامل تر ارائه می گردد.البته سبک تاریخی هم لید خاص خود را دارد که به صورت مقدمه بر تارک خبر قرار می گیرد، اما به این دلیل نمی توان آن را لید نامید که بیش از حد کلی است و موارد کلی خبر را بیان می کند.
این سبک صرفاً برای تهیه گزارش ها، مقالات تحقیقی و پوشش خبرهای جلسات رسمی (صورت جلسه ها) به کار می رود.
معایب:
1- باید دقت بیشتری را در مقایسه با سبک هرم وارونه، صرف خواندن خبر یا متنی کرد که به این شیوه تهیه شده است.
2- خواننده را خسته می کند، چون طولانی است و لذا امکان ترغیب خواننده به خواندن ادامه مطلب کم می شود.
3- به خاطر طولانی بودن، مشکل تراکم مطلب همواره وجود خواهد داشت.
4- صفحه بندی و تهیه ماکت در شیوه سبک تاریخی دشوارتر از سبک هرم وارونه است.
سبک تاریخی به همراه لید:
این سبک، همانگونه که نام آن گواهی می دهد، تلفیقی از دو سبک هرم وارونه و سبک تاریخی است و خاص پوشش دادن به خبرهای شهری و حادثه ای است. برای اینکه تصویری از سبک تاریخی به همراه لید در ذهن پیدا کنیم بهتر است بگوییم که اگر شکل سبک تاریخی –که در آن مطلب از نقطه ای که شروع می شود به ترتیب زمان وقوع ارائه می شود-به صورت زیر باشد:
سبک تاریخی به همراه لید می تواند آمیزه ای از شکل فوق بعلاوه یک لید باشد. یعنی به صورت:
سبک تاریخی به همراه لید در میان روزنامه نگاران و به ویژه کسانی که رویدادهای شهری و خبرهای حوادث را پوشش می دهند از جذابیت بسیار بالا برخوردار است
روزنامه نگاران حرفه ای در سبک تاریخی به همراه لید از هر تکنیکی (برگرفته از نقاشی-سینما-داستان نویسی و...) برای افزودن به کشش دراماتیک این ساخت بهره می گیرند. در این سبک اصل ماجرا به صورت لید ارائه می گردد و سپس با فضاسازی به تبیین ماجرا پرداخته می شود.
سبک پایان شگفت انگیز:
این سبک از سبک های شیرین خبرنویسی است. قفل ماجرا در پایان خبر باز می شود و خواننده را شگفت زده می کند. طبعاً این سبک به این دلیل پا به عرصه ادبیات روزنامه نگاری گذاشته است که به نیاز نوجویی خواننده پاسخ می دهد. این سبک بیشتر در خور رویدادهایی است که خود از چاشنی شگفتی و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار برای آن که این چاشنی را کاملاًکارساز کند، از این سبک چاره می جوید.
رویدادهای طولانی را نباید در قالب سبک پایان شگفت انگیز عرضه کرد و بهتر است از سبک تاریخی به همراه لید استفاده نمود.
در سبک پایان شگفت انگیز هم می توان از ایجاد هرم وارونه و هم از فضاسازی خاص سبک تاریخی به همراه لید بهره برد.
انواع تاکتیک های خبری :
۱.تاکتیک سابقه نویسی
دردنیای روزنامه نگاری سابقه نویسی یکی از روش های معمول در تهیه خبر برای جریان سازی و مسیر دهی به اخبار کمک شایانی به روزنامه نگار می کند
در این تکنیک روزنامه نگار با تکیه به مسائل گذشته که در اذهان عمومی باقی مانده است ان را به موضوع جدید ربط می دهد و پیام مورد نظر خود را به مخاطب القا کند استفاده از این تاکتیک به منظور تاکید یا ایجاد یک جریان مخال فکری نسبت به یک رویداد یا موضوع صورت می گیرد
سه اصل اساسی در سابقه نویسی :
- تسلط روزنامه نگار به اخبار پیشین و اخباری که قبلا اتفاق افتاده است
- قدرت ارتباط دادن سریع موضوع خبر فعلی به اخباری که در گذشته حادث شده است
- شناخت ابزارهایی که در جریان خبر سازی می تواند مورد استفاده روزنامه نگار قرار گیرد
۲. تاکتیک اطلاعات سری
اخبار به صورت طبقه بندی می شود تا چنانچه رده های مختلف نیاز به این اطلاعات داشته باشند مرحله به مرحله یا طبقه به طبقه در اختیار ان قرار گیرد
۳.تاکتیک نشت هدایت شونده
در این تاکتیک برخی از اخبار و اسرار حفظ می شوند و برخی دیگر با اهداف از قبل تعیین شده به گونهای زمانبندی می گردند که هر یک از انان به هدفی که مدنظر قرار می دهند اصابت کنند . مثال:ماجرای واترگیت
۴. تاکتیک ماساژپیام
انواع بیشماری از فریب و خود بینی در انبوه داده ها و اطلاعات که هر روز از کارخانه کار فکری دولت به بیرون جریان می یابد دیده شده است که به ماساژ پیام معروف است
انواع تاکتیک ماساژپیام:
- تاکتیک حذف:قسمت های مهم از خبر به دلایلی که از پیش طراحی شده و شکلی هدفمند صورت گرفته است حذف می گردد تا زمینه را برای پخش تاکتیک شا یعه مهیا نماید.
- تاکتیک کلی بافی : جزئیاتی که ممکن است مخالفت اداری یا سیاسی را برانگیزدرا با لعابی از مطالب غیر واقعی می پوشاند در این تاکتیک سعی می شود بدون توجه به مسائل اصلی و عمیق به خبر و بدون ریشه یابی به موضوعی که منعکس می شود به حواشی ان پرداخته شده به خبر لعاب بزنند و شاخ و برگ ان را اضافه کنند و خواننده را در سطح نگه دارد و توجه وی را کمتر معطوف به عمق مطالب نماید.
- تاکتیک زمان بندی : تاخیر در پخش خبر می باشد به نحوی که دیگر پیام گیر نتواند کاری بکند (اخبار مرحله به مرحله ارئه می شود )
- تاکتیک قطره چکانی :داده ها و اطلاعات به جای انکه در سندی واحد نوشته شود در این تاکتیک دسته بندی شده و در زمان های گوناگون و به مقدار بسیار کم ارائه می شود تا مخاطب نسبت به منبع خبر هم اعتماد و هم اعتیاد پیدا کند و منتظر پخش از مجرای مورد نظر گردد
- تاکتیک موجی: وقتی وقتی شکایت می شود که از موضوعی بی اطلاع نگاه داشته شده است تا جایی که می تواند مطلب و خبر بر سر او می ریزد تا انچنان غرق که دیگر نتواند واقعیت های اساسی را دریابد.
- تاکتیک تبخیر:بیان بخشی از خبر برای ایجاد شایعه در جامعه می باشد شایعاتی بی اساس همواره با واقعیت های حقیقی پخش می شود به طوریکه پیام گیران نتوانند ان ها را از همدیگر تشخیص بدهند.
- تاکتیک بازگشتی : این تاکتیک به منظورجلب واکنش هائی است که ازجامعه به سوی منبع خبربازخورد دارد ودرواقع موسسه خبری با انتشارآن خبر مخاطب وعلائق وی را می سنجد، این شیوه درزمان انتخابات بیشترکاربرد دارد . شایعه کشته شدن صدام درحملات موشکی اولیه آمریکا به بغداد ازجمله استفاده ازاین روش توسط خبرگزاریها بود تا آمریکائی ها بدانندواکنش نیروهای مردمی وکادرریاست جمهوری ازانتشاراین خبرچیست.
- تاکتیک دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی استفاده زیادی دررسانه ها دارد . دراین روش پیامی را که به هیچ وجه صحت ندارد بیان می کنند. این روش برای مرعوب کردن دشمن وتهییج افکار عمومی بکارمی رود
نشان دادن سانسور به شکل غیرمستقیم : اخبار جنجالی که همیشه مورد علاقه مخاطبین هستند اما ممنوعیت انتشاردارند دراین روش جای اخبار را بازدن تیتری هیجانی سفید باقی می گذارند وبه مخاطب چنین القاء می کنند که سانسورشدیدی برآنها حاکم است .
فوریت بخشیدن ساختگی به خبر: تاکید برانتقال سریع ولحظه به لحظه پیام وافزایش کمیت آن یکی دیگر ازشیوه های مطبوعاتی است . هدف ازاین شیوه ایجاد نوعی طوفان مغزی برای مخاطب نسبت به سوژه مورد نظر وایجاد نوعی ایزوله کردن خبری مخاطب نسبت به سایرمنابع خبری است . درواقع دراین شگرد چنین القاء می شود که این مطبوعه درسریع ترین حالت ممکن قادر است اطلاعات را به مخاطب برساند.
سیاستگذاران چه کسانی می باشند؟
بدیهی است که خبر درزندگی انسانها نقش پررنگی ایفاء می نمایدوبافزایش سواد ورسانه این اثرگذاری بیشتر هم شده است . خبراطلاع رسانی صرف نیست بلکه می تواند روندها درسایرحوزه ها را هم تعیین کند مثل حوزه سیاسی و... . خبر همانگونه که افکار عمومی را شکل می دهدخود ازعوامل متعددی تاثیرمی پذیرد که می توان آنها را به عوامل درون سازمانی وبرون سازمانی تعریف کرد. اگر بخواهیم عوامل اثرگذار برشکل گیری یک خبر را ذکر کنیم ، می توان آنها را به پنج شاخص کلی تقسیم کرد:
1) فرهنگ- در اینجا فرهنگ به معنای فراگیر آن مورد نظر است. هر سازمان خبری رسانه ای زیر مجموعه یک یا چند فرهنگ قرار میگیرد و برای تغییر دادن زمینه فرهنگی که در آن فعالیت میکند، بسیار ضعیف است. به همین دلیل سازمان های خبری برای کار کردن در این فضا به صورتی که منافع آنها لحاظ شود، بسیار بومی عمل میکنند. یعنی، آنها بر این اساس که خود بخشی از فضای فرهنگی هستند و ویژگی های آن را میدانند، در این فضا حرکت میکنند و به ندرت بر خلاف جهت آب شنا میکنند. تاریخ هم در این نگرش بخشی از فرهنگ محسوب میشود و رسانه های خبری در همه جای جهان به خوبی از خطرات قرار گرفتن رو در روی فرهنگ و تاریخ خود آگاهند. برای شناخت اهمیت فرهنگ یک کشور در فرهنگ خبر در یک سازمان خبری همین کافیست که یادآور شویم سازمان های رسانه ای همیشه در کشاکش با دولت بوده اند اما کمتر دیده شده که سازمان رسانه ای خبری رو در روی فرهنگ و تاریخ یک کشور قرار گرفته باشد. صد البته که مردم بسیار از دولت نیرومندترند.
بدین ترتیب، یک سازمان رسانه ای خبری غربی نمی تواند اخباری را پوشش دهد که در وجود هولوکاست تشکیک ایجاد میکنند. سازمان های خبری ترکیه نمی توانند بر نسل کشی ارامنه صحه بگذارند. سازمان های خبری سریلانکا نمی توانند اخبار مثبت در مورد ببرهای تامیل را پوشش دهند و سازمان های خبری اسرائیل نمی توانند اهمیت جنگ های شش روزه و یوم کیپور را کم ارزیابی کنند. روزنامه نگاران در همه این فضاهای فرهنگی و حوزه های تمدنی دائما دولت ها را به چالش میکشند اما کمتر میشنویم که روزنامه نگاری بنیادین ترین باورهای فرهنگ خود را به چالش بکشد.
در کشور ایران نیز فرهنگ نقش بسیار محدود کننده ای به خود میگیرد. فرهنگ ایران جزو فرهنگ های زمینه دار محسوب میشود. فرهنگ های زمینه دار پیچیده، غیر مستقیم و جمع گرا هستند . انتشار خبری درباره تعداد پرونده های تجاوز به محارم در دادگاه های کشور، منتشر کردن کاریکاتورهایی که گروه های دست راستی غربی از قدیسان اسلامی و شیعی کشیده اند، و هر حرفی در مورد تجزیه کشور میتواند باعث شود که یک رسانه خبری برای همیشه تعطیل شود. حال آنکه تندترین نقدهای سیاسی علیه دولت مردان مجازات به مراتب کمتری دارد.
2) نهاد- یک سطح پایین تر از سطح فرهنگ، سطح نهاد قرار دارد. رسانه های خبری پیش از هر چیز یکی از نهادهای جامعه را تشکیل میدهند و تابع مقررات و رویه های حاکم بر آن نظام هستند. با نگاه نهادی، طبقه گفته میتوانیم دو نگرش رقیب در مورد نقش رسانه های خبری در ساختار بخشیدن به آگاهی همگانی در مورد مسائل اجتماعی را مورد توجه قرار دهیم. مخصوصا، موضع لیبرال تکثرگرا در برابر موضع اقتصاد سیاسی قرار میگیرد. بسیاری از کارشناسان ارتباطات و رسانه معتقدند بهترین فرهنگ خبر در یک کشور هنگامی پاس داشته میشود که همه بتوانند در یک نظام ارتباط جمعی شبه بازاری عقاید خود را ارائه کنند. همانطور که میبینیم رقابت سالم در این محیط شرط اصلی است. اکثر روزنامه نگاران این رویکرد را بیشتر میپسندند .در موضع اقتصاد سیاسی که به نسبت بدبین تر از موضع لیرال تکثرگراست، به نهادهای رسانه ای گفته میشود که نهادهای قدرت برای ادامه سلطه خود نیاز دارند که دستگاه های کار با ذهن همگان را در اختیار داشته باشند و رسانه های خبری هم یکی از مهم ترین این دستگاه ها هستند .بنابراین، اورلوفسکی[26] (2011) توضیح می دهد که بی طرفی اسطوره ای بیش نیست و واگذاردن فضای خبری به رسانه هایی که بر مبنای اقتصاد بازار عمل میکنند به معنای باز کردن میدان برای طبقات سلطه جویی است که به دنبال دائمی کردن سلطه خود بر طبقات فرودست هستند. امروزه نگرش های انتقادی به رسانه های خبری هم بیشتر در این رویکرد قرار میگیرند.
با هر کدام از این مواضع که فرهنگ تهیه خبر در یک نهاد را بررسی کنیم، نوع نظام کلی یک کشور که نهاد رسانه هم به عنوان یک زیر مجموعه در آن فعالیت میکند یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده این فرهنگ است. اینکه نظام قانونی یک کشور مبتنی بر پیشگیری یا تنبیه است، یا چه اشخاصی مجازند رسانه داشته باشند، یا رسانه های خارجی تا چه حد مجاز به فعالیت در نظام رسانه ای کشور هستند، یا اینکه رسانه ها با چه منابعی اداره شوند اموری است که تا حد بالایی فرهنگ خبر را تعیین میکنند.
3) سازمان- سومین سطح از فرهنگ خبر را میتوان در سطح سازمانی در نظر گرفت. در اینجاست که دستور العمل ها رفته رفته شکل سازمان یافته تر و آشکارتری به خود میگیرند. مدیران سازمان نقطه اتصال روزنامه نگاران منتقد و ظریف با صاحبان محافظه کار رسانه ها هستند. آنها از یک طرف با فرهنگ روزنامه نگاری ای مواجه هستند که بر انتقادی بودن، صراحت و پیشرو بودن تاکید میکند و از سوی دیگر باید دستورات انتزاعی و کلی کارفرمایان خود در مورد اینکه چه نوع فرهنگ خبری باید بر رسانه متبوع آنها حاکم باشد را اجرا کنند. مدیران موفق معمولا کسانی هستند که توازنی میان این دو فرهنگ رقیب ایجاد میکنند. مدیرانی که تسلیم فرهنگ خبری روزنامه نگاران میشوند کار خود را از دست میدهند و مدیرانی که بله قربان گوی صاحبان رسانه ها هستند سازمان متبوع خود را به یک سازمان غیر اثر بخش با روزنامه نگاران ضعیف بدل میکنند که باز هم در بلند مدت به بیکاری آنها منجر میشود.
مدیران رسانه ها همچنین میدانند که باید روابط خوبی با بخش تجارت داشته باشند چرا که این روابط میتوانند به جذب آگهی و ادامه کار رسانه منجر شود . در اینجاست که زمینه یک همکاری پشت پرده بین مدیران سازمان و صاحبان قانون گریز مشاغل ایجاد میشود و مدیران سودجوی رسانه ها به آسانی میتوانند بدون رهگیری شدن ارتباطات پشت پرده را سازمان دهند.
4) گروه- پیچیده ترین سطح فرهنگ خبر در این مرحله وجود دارد. فرهنگ یک مسئله انفرادی نیست و ماهیت گروهی دارد. افراد، توانایی ها، نیات، تخصص ها، تجربیات، روابط و زمینه های فرهنگی و اجتماعی متفاوتی دارند و هنگامی که در یک محیط خبری وارد تعامل میشوند، گروه هایی ایجاد میکنند که عملکرد آنها میتواند بسیار متفاوت از مجموع عملکرد تک تک آنها باشد. برنامه ریزان ارتباطی "در تعیین هدف خود مختار نیستند" و اولویت های آنها در سطوح بالاتری تعیین میشوند .با وجود این، آنها در درون این چارچوب ها دارای خلاقیت هستند و چنانکه کیلبریو(2003)[31] نشان میدهد، این خلاقیت با همگرایی رسانه ها بیشتر هم شده است. همچنین، پاولوس[32] و یانگ([33] 2000) نشان میدهند که ایده سازی در میان کسانی که در سازمان گروهی تر عمل میکنند بسیار بیشتر از کسانی است که عادت به تکروی دارند.
در همین سطح است که گروه ها برای به انجام رساندن کارکردهای خود، ساز و کارهای پیچیده ای طراحی میکنند. به عنوان مثال میتوان از "خط فاصله دارها" (نیوکامب، 1991،ص.104) نام برد. کسانی که به عنوان خبرنگار-گزارشگر، یا خبرنگار-سردبیر، یا گوینده-مفسر در سازمان های رسانه ای کار میکنند را میتوان از این دسته دانست. همچنین، در نظام های سرمایه داری، رسانه ها گروه های موقت هم دارند که به عنوان مثال قرارداد ساخت یک برنامه خبری-تفسیری را میبندند و بنابراین جنبه رسمی پیدا میکنند.
گروه های خبری دائما سعی میکنند با پس راندن خطوط قرمز میدان عمل بیشتری برای خود فراهم کنند. آنها همچنین سعی میکنند با برجسته کردن تخطی گروه های رقیب و گذشتن آنها از خطوط قرمز، با کمک مدیران رسانه ها حوزه های آنها را به نفع خود مصادره کنند. میدان رقابت گروهی در رسانه ها میدان بی رحمی است هرچند برونداد یک رسانه به صورتی است که احساس میشود یک مجموعه منسجم و یکدست در پشت آن قرار دارد. مسئله زمانی پیچیده تر میشود که صاحبان قدرت یا ثروت با گروه هایی در رسانه ها به توافق میرسند. مدیران رسانه ها در برابر این توافق ها که گاهی کاملا نانوشته اند واکنش های شدیدی نشان میدهند.
فرد- و در نهایت به سطحی میرسیم که نقطه اتصال همه سطوح مورد اشاره در بالا به همگان است. گزارش های خبری و تصویری معمولا امضا دارند و اخبار تلویزیونی به وسیله گوینده خبر اعلام میشود. اما واقعیت این است که در برخی از این موارد تحویل دهنده خبر هرچند بخشی از فرهنگ خبر محسوب میشود اما عاملیت ضعیفی دارد. البته افراد منفردی که در نهایت خبر را پرورده میکنند و به تحویل دهندگان منتقل میکنند را باید با نگاه انتقادی تری مورد توجه قرار داد. هر چقدر که گزارشگر خبره تر و مسلط تر باشد، خلاقیت و اختیار او در وفاداری به حقیقت بیشتر است (سورین[34] و تانکارد،[35] 1381) و البته این بستگی به این دارد که خودش خواهان وفادار ماندن به حقیقت باشد.
شاید بهترین رویکرد برای مطالعه انتقادی فرد در سلسله مراتب تحلیل، رویکرد اجتماعی-شناختی ون دایک (برای مثال نگاه کنیده به ون دایک،[36] 2008) باشد. وی در این مدل حرکت از ایدئولوژی صاحبان رسانه تا نوشته ی روزنامه یا خبر تلویزیون را ترسیم میکند. ایدئولوژیها، نگرشهای خاص گروهها را سازماندهی میکنند؛ این نگرشها میتوانند به شکل نظرات شخصی در مدلها بازنمایی شوند و این نظرات شخصی میتوانند نهایتاً در متون و تصویر بیان شوند. بدین ترتب، خبرنگاران هم عضوی از سازمان متبوع خود هستند و در جهت چرخیدن چرخ این نظام کار میکنند و هم عقاید شخصی خود را بازتاب میدهند. اگر خبرنگار منفرد بتواند عقاید شخصی خود را با ایدئولوژی گردانندگان رسانه وفق دهد، آنگاه احتمالا او تبدیل به یک روزنامه نگار الگو برای خبرنگاران جوان تر خواهد شد.
سیاستگذاری برای چه کسانی است؟:
مکان مخاطب و طیفی از اشخاص که ما با آنها سر و کار داریم. در اینجا باید به ویژگیهای مخاطب توجه شود. ماهیت گیرندگان، ویژگی گروهها و طبقات مختلف اجتماعی، جامعهشناسی مخاطب و نیازشناسی گیرندۀ پیام باید مطرح باشد. در اینجا باید خصوصیتهای مشتری شناخته شود. باید به تاریخ، تمدن، فرهنگ و تمام ابعاد زندگی او توجه شود و همینطور به خلقوخوی مخاطب. آیا مخاطب شخصیتی آرام است یا یک روحیۀ هیجانی دارد.
سیاستگذاری، کی و چه وقت؟:
در این مرحله زمان به عنوان محور مطرح است. یعنی لحظۀ مشخصی که برای تأثیرگذاری بر مخاطب با محصول خاص میتوان کارکرد. تعیین نوع محصول و رابطۀ آن با زمان. جدول برنامۀ خبری و توجه به عنصر زمان از مطالب مهم این بخش است.